آرايه‌هاي ادبي

مارس 10, 2009

دسته: آموزش, شعر كلاسيك, عروض و قافيه, نظم — روشنک @ 18:40

حرف، هجا، وزن


حرف:

در بخش (1) توضيح داده شده است. فقط تبصره ها ذكر مي گردد.

تبصره 1:

چون هر مصوت بلند تقريباً دو برابر مصوت كوتاه تلفظ مي شود، در وزن شعر دو حرف به حساب مي آيد. اما مصوت كوتاه برابر يك حرف است. مثلاً: «ما» = سه حرف: م + مصوب بلند «ا» كه دو حرف به حساب مي آيد.

سَرد = چهار حرف : س +  َ + ر + د


تبصره 2:

«ا» ، «و» ، «ي» در صورتي دو حرف به حساب مي آيند كه دومين حرف هجا باشند.


هجا:

هجا (بخش) يك واحد گفتار است كه با هر ضربه اي هواي ريه به بيرون رانده مي شود.


انواع هجاهاي فارسي

1- هجاي كوتاه.

2- هجاي بلند.

3- هجاي كشيده.

هجاي كوتاه: داراي 2 حرف است با علامت: U مانند: كلمات ن َ (نه)، تُ (تو).

هجاي بلند: داراي 3 حرف است با علامت:  –  مانند كلمات: سر، پا.

هجاي كشيده: داراي 4 يا 5 حرف است با علامت: – U مانند كلمات: نَرم ، سَرد.


تبصره ها

1. هرگاه «ن» بعد از مصوت بلند و در يك هجا (بخش) قرار بگيرد به حساب نمي آيد. مانند: جان = جا، خون = خو. اما اگر به هجاي بعد منتقل گردد به حساب مي آيد.

2. «آ» در وزن شعر سه حرف، همزه + مصوت بلند «ا» است.


وزن:

وزن شعر عبارت است از نظمي در اصوات گفتار.


عروض:

علمي است كه از قواعد تعيين و طبقه بندي اوزان شعر بحث مي كند.

واحد وزن:

واحد وزن در شعر فارسي مصراع و در شعر عرب بيت است. اما در نامگذاري اوزان شعر فارسي، طبق سنت، واحد وزن را بيت مي گيرند.


قواعد تعيين وزن: براي تعيين وزن يك شعر، بايد چهار قاعده را به كار برد:

1- درست خواندن شعر و درست نوشتن آن

2- تقطيع هجايي

3- تقطيع به اركان

4- اختيارات شاعري

درست خواندن شعر و درست نوشتن آن (استفاده از خط عروضي): براي پيدا كردن وزن يك شعر نخست آن را بايد دقيقاً روان و فصيح خواند و پس از آن بايد عين تلفظ را واضح بنويسيم كه اين خط (خط به صورت ملفوظ) خط عروضي ناميده مي شود. مانند:


طاعت آن نيست كه بر خاك نهي پيشاني

صدق پيش آر كه اخلاص به پيشاني نيست


وقتي بیت بالا را درست بخوانيم «طاعت آن» به صورت «طاعتان» و «پيش آر» به صورت «پيشار» تلفظ مي شود.


در نوشتن شعر به خط عروضي رعايت چند نكته لازم است:


1- اگر در فصيح خواندن شعر، حمزه آغاز هجا (وقتي قبل از آن صامتي باشد) تلفظ نشود در خط نيز همزه را بايد حذف كرده چنان كه در شعر فوق «طاعت آن» با حذف همزه به صورت «طاعتان» تلفظ مي شود.

2- در خط عروضي بايد حركات (مصوتهاي كوتاه) گذاشته شود.

3- حروفي كه در خط هست اما به تلفظ نمي آيد در خط عروضي حذف مي شود. مثلاً خوش = خيش   نوشته مي شود.

4- مصوت، دومين حرف هر هجاست لذا حروف «و»، «ا»، «ي» فقط وقتي دومين حرف هجا باشند مصوت هستند و در حرف به حساب مي آيند. مانند: سار.

5- حروفي كه مثلاً تلفظ مي گردد بايد به صورت دو حرف نوشته شود. مانند: «عزٌت» كه بايد به صورت «عِززَت» نوشته شود.


تقطيع هجايي

منظور از تقطيع هجايي مشخص كردن هجاهاي شعر اعم از كوتاه، بلند و كشيده است. براي اين كار ابتدا بايد هجاهاي شعر را به دقت جدا و مرز هجا را با خط عمودي كوتاهي مشخص كرد. دقت شود كه به تعداد مصوتها هجا وجود دارد. ضمناً هجاهاي كشيده بايد با خط عمودي به يك هجاي بلند (سه حرف اول) و يك هجاي كوتاه (يك يا دو حرف بعد) تقسيم شوند. پس علامت هر هجا زير آن آورده شود.


مثال:

مَرَنجان دِلَم را كه اين مُرغِ وَحشي

زِ بامي كه بَرخاست مُشكِل نِشينَد


مَ

رَن

جان

دِ

لَم

را

كِ

اين

مُر

غِ

وَح

شي

U

-

-

U

-

-

U

-

-

U

-

-

زِ

با

مي

كِ

بر

خا

ست

مُش

كِل

نِ

شي

نَد

نكته: هجاي پاياني اوزان شعر فارسي هميشه بلند (-) است.

- حركات (مصوتهاي كوتاه) مانند ديگر حروف هستند اما هر مصوت بلند دو حرف به حساب مي آيد. همچنين «ن» ساكن بعد از مصوت بلند در يك هجا حساب نمي شود.

مارس 3, 2009

قافيه

قواعد قافيه (ب)


در درس نخست ديديم كه قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است. اين دو قاعده كلي استثناهايي دارند كه آنها را مي توان در هفت مورد طبقه بندي كرد:

1. حروف الحاقي جزو حروف مشترك قافيه اند و رعايت آنها لازم است.

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران

كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

ار + ان حروف قافيه است: ار = حروف اصلي ( قاعده 2) ان = حروف الحاقي.


2. واژه هاي مختوم به مصوتهاي ِ ( هي بيان حركت) و ي از نظر قافيه الحاقي به شمار مي آيند.

يكي مشكلي برد پيش عَلي

مگر مشكلش را كند منجَلي

َ لي حروف قافيه است: َ ل، اصلي و ي در حكم الحاقي.


3. اگر در قاعده 2 (مصوت + صامت + صامت)، مصوت كوتاه باشد و قافيه حروف الحاقي داشته باشد، اين مصوت كوتاه مي تواند متفاوت باشد. مثلاً:

سراسر همه دشت پر كُشته بود

زمين چون گل ارغوان گَشته بود

ُ شت و َشت = حروف اصلي قافيه اند و ِ (هر بيان حركت) = حروف الحاقي است.


4. پسوند و پيشوند گاهي در قافيه شعر در حكم واژه قافيه قرار مي گيرند. مثلاً:

چنان صورتش بسته تمثالگَر

كه صورت نبندد از آن خوب تَر

«گَر» و « تَر» پسوند هستند و بايد الحاقي به حساب آيند، اما خود واژه قافيه قرار گرفته اند.


5. اگر قبل از حروف قافيه (در قاعده 1 و 2) حرف يا حروف ديگري مشترك باشند آنها جزو حروف قافيه نيستند. مثال:

بشنو از ني چون شكايت مي كند

وز جداييها حكايت مي كند

«ايَت» حروف مشترك است اما فقط َت حروف قافيه است.


6. اگر واژه هاي قافيه لفظاً يكسان ولي در معنا متفاوت باشند، قافيه درست است و جناس هم دارد:

ز هر ناحيت كاروانها روان (= رونده)

به ديدار آن صورت بي روان (= روح)


7. گاه حروف قافيه در بيش از يك واژه قرار مي گيرد:

چراغ روي تو را شمع گشت پروانه

مو از خال تو با حال خويش پروا، نه

در مصراع دوم، پروا + نه (پروا نيست) با پروانه قافيه شده كه حروف قافيه ا + نه است.


واژه هاي هم قافيه

در بعضي از زبانها تعداد واژه هاي هم قافيه زياد است و در بعضي كم؛ ولي در زبان فارسي نسبتاً زياد است مانند «ار» در كلمات (كار، تار، يار، نگار … ).


قافيه مياني و دروني

گاهي قافيه را در درون مصرع يا پايان نيم مصرع نيز مي آورند. مانند اين شعر مولوي:

يار مرا، غار مرا، عشق جگر خوار مرا

يار تويي، غار تويي، خواجه نگه دار مرا

روح تويي، نوح تويي، فاتح و مفتوح تويي

سينه مشروح تويي، بر در اسرار مرا


ذوقافيتين

گاهي شعر داراي دو قافيه پاياني است. مثلاً:

گزيد از غنيمت ظرايف بسي

كز آن سان نبيند طرايف كسي

قافيه خطي

در قافيه ها علاوه بر صورت ملفوظ بايد شكل مكتوب نيز رعايت شود.


عيوب قافيه

در شعر فارسي رعايت قواعد و ضوابط قافيه الزامي است و هرچه خلاف آنها باشد غلط است. مثل قافيه كردن پُر با تَر. همچنين تكرار واژه هاي قافيه عيب فاحش به شمار مي رود مگر اين كه ابيات شعر از بيست و سي درگذرد يا قصيده دو مطلع داشته باشد.


تكرار واژه هاي غير ساده قافيه

تكرار واژه هاي غير ساده (مشتق، مركب) در صورتي كه اجزاي سازنده آنها چندان آشكار نباشد يا بتوان ميان معناي دو جزء فرقي نهاد رواست: مثلاً رنجور و مزدور، آب و گلاب.


قافيه در شعر نو

قافيه شعر نو بر خلاف شعر كلاسيك در آخر ابيات نمي آيد بلكه بستگي به مطلب دارد و الزاماً هر مطلب هم قافيه دار نيست و شاعر خود را اسير قافيه نمي سازد، معمولاً در هر مطلب دو يا چند مصرع قافيه دار مي آيد.

فوریه 28, 2009

شعر، وزن، قافيه

شعر:

اکثر صاحب نظران، شعر را سخني موزون و قافيه دار گفته اند. اصولاً شعر هميشه موزون بوده و تنها در سده اخير، اشعار بي وزن هم گفته شده است.

غرض از خيال انگيز بودن شعر چيست؟ اگر بگوييد «خورشيد طلوع كرد.» تنها خبري از طلوع خورشيد داده ايد؛ اما اگر بگوييد «گل خورشيد شكفت» علاوه بر دادن خبر، سخن شما خيال انگيز و موزون و زيباست. خيال انگيز است چون شما پيوند نهاني زيبايي ميان خورشيد و گل را يافته و خورشيد را به گل تشبيه كرده ايد و موزون نيز هست زيرا بخش (هجاهاي) آن با نظمي كنار هم نشسته اند.

وزن:

وزن به شعر، زيبايي سحرانگيزي مي بخشد و آن را شورانگيز مي سازد. مثلاً شعر:

دانه چو طفلي است در آغوش خاك روز و شب اين طفل به نشر و نماست

اگر به صورت بي وزن درآيد زيبايي و شورانگيزي اش را از دست مي دهد:

دانه چو طفلي در آغوش خاك است اين طفل روز و شب به نشر و نماست

قافيه:

قافيه به زيبايي و خوش آهنگي شعر مي افزايد و گوش را نوازش مي دهد مثلاً:

فتنه ام بر زلف و بالاي تو اي بدر منير قامت است آن يا قيامت، عنبر است آن يا عبير

حرف:

واژه از واحدهاي كوچكتري به نام حرف درست مي شود. در قافيه و وزن شعر صورت ملفوظ حرف (واج) مورد نظر است نه شكل مكتوب مثلاً:

واژه نامه به صورت نام تلفظ مي شود و چهار حرف دارد ( نر، ا ، م ، ِ ).

حروف ملفوظ بر دو گونه اند:

1- مصوت

2- صامت

مصوت:

زبان فارسي داراي سه مصوت كوتاه َ ِ ُ ْ و سه مصوت بلند ا و ي است.

صامت:

زبان فارسي داراي 23 صامت است:

ئد(=ع)، ب، پ، ت (=ط)، ج، چ، خ، د، ر، ز، (= ذ، ظ، ض)، ژ، س (= ث، ص)، ش، غ (= ق)، ف، ك، گ، ل، م، ن، و، هر(= ح)، ي.

رديف:

كلمه يا كلماتي كه بعد از واژه هاي قافيه، عيناً تكرار مي شود.

واژه هاي قافيه:

واژه هايي است كه حروف قافيه در آخر آنها مشترك باشد.

حروف قافيه:

حرف يا حروف مشترك كه در آخر واژه هاي قافيه مي آيد. مثال:

به نام خداوند جان و آفرين حكيم سخن در زبان آفرين

آفرين رديف است و جان، زبان واژه هاي قافيه و ان حروف قافيه است.

قواعد قافيه (الف)

قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است:

1. هر يك از مصوت هاي ا، و به تنهايي اساس قافيه قرار مي گيرند. مثلاً:

اي چشم تو دل فريب و جادو در چشم تو خيره چشم آهو

مصوت (و) حرف قافيه است.

2. هر مصوت با يك يا دو صامت بعدش قافيه قرار مي گيرد: مصوت + صامت (+ صامت).

مثلاً: كسي دانه نيك مردي نكاشت كزو خرمن كام دل برنداشت

اشت (مصوت + صامت + صامت) حروف قافيه است.

فوریه 25, 2009

آشنايي با اصول پايه‌اي شعر1

دسته: آموزش, شعر كلاسيك, عروض و قافيه, مثال, نظم — رضوانه @ 22:47

سلام

دوستايي كه اينجا رو مي بينين بهتون بر نخوره ولي مي خوايم  از پايه مرور كنيم.

پس اول از همه مي ريم سراغ اينكه ياد بگيريم به چي ميگن “بيت” و به چي ميگن “مصراع” و از اينجور چيزا.

به اين شعر كه در قالب غزل سروده شده توجه كنين:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را                       به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت                کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب                  چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است                     به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم             که عشق از پرده‌ي عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم                         جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند               جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو                    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ               که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

به هر كدوم از اين سطرها يه “بيت” مي گن. به عنوان مثال سطر سوم كه به رنگ آبيه و ساير سطور كه به هر كدوم از اونها “يك بيت” و به مجموع اونها “ابيات” مي گيم.

اگه توجه كنين مي بينين كه هر بيت از دو قسمت تشكيل شده كه به هر كدوم از اينها “مصرع” يا “مصراع” مي گن.

به اوني كه اول بيت مياد مصرع اول(رنگ بنفش) و به اون يكي مصرع دوم (رنگ زرد) ميگن.

به بيت اول هر شعر كه شاعر سرودن رو با اون شروع مي كنه “مَطلَع شعر” كه در اين جا به رنگ قرمز نمايش داده شده . به بيت ابتدايي هر غزل و قصيده كه در آن هر دو مصرع قافيه‌دار هستند “مُصَرع” مي گن.و به بيت انتهايي هر غزل كه اينجا با رنگ سبز نشون داده شده  “مَقطَع شعر” مي گن.

در بيت پاياني يا همان مقطع از” تخلص”  يا “نام شاعري” خود استفاده مي كنه. كه در اين غزل هم حافظ در بيت پاياني از نام خود استفاده كرده.

فعلا تا همين جا بسه.

تو درس ديگه من يا بقيه‌ي دوستام رديف و قافيه و وزن اشعار رو توضيح مي دن.

اميدوارم كه بتونين از اين درس‌ها استفاده كنين.

فوریه 24, 2009

ديباچه

دسته: آموزش, روزمره — ابراهيم @ 16:35

منت خداي را عز و جل، كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت.

به عنوان اولين مطلب رسمي اين وبلاگ خواستم توضيح مختصري در مورد اين وبلاگ و مطالبي كه دروبلاگ نوشته خواهد شد بنويسم. البته خيلي پررويي مي‌خواد كه از بين نويسندگان اين وبلاگ كه اكثرا رشته‌شون زبان و ادبيات فارسي هست، من كه رشته‌ام كامپيوتر بوده وبلاگ رو شروع كنم ولي خوب وقتي حرف ادبيات وسط باشه يه كم پرروام ديگه.

اما اين وبلاگ: نويسنده‌ها كم كم بيشتر ميشن و كسايي هستيم كه تو گروه مشاعره تو سايت دوره عضو بوديم و به اين نتيجه رسيديم كه همچين وبلاگي راه‌اندازي بشه. در مورد مطالب اين وبلاگ هم فعلا قصد داريم در مورد “آرايه‌هاي ادبي” و “عروض و قافيه” بيشتر بنويسيم و مثالهاي مختلف و متعددي بياريم تا ديگه هر نوشته ادبي رو مي‌بينيم خيلي راحت اين موارد رو درك كنيم و تشخيص بديم.

هدف اصلي از طرح اين موضوعات هم اينه كه ما و خوانندگان وبلاگ با پيگيري نوشته‌هاي اينجا بتونيم اكثر نثرها و نظم‌ها خصوصا اشعار زيباي زبان فارسي رو به راحتي و بدون نياز به معني كردن و بازكردن آرايه‌هاي اون نوشته، بخونيم و بفهميم.

آرايه‌هاي ادبي: شايد اسم بيان و بديع بهتر باشه براش ولي به هر حال منظور مواردي مثل تشبيه، استعاره، كنايه، سجع، جناس، مراعات نظير، ايهام و … خواهد بود.

عروض و قافيه: منظور موارد مربوط به شعره مثل انواع قالب‌هاي شعري، قافيه، رديف، هجا، تقطيع و اوزان شعر فارسي خواهد بود.

فوریه 22, 2009

coming soon

دسته: روزمره — رضوانه @ 10:11

به زودي در اين مكان آرايه‌هاي ادبي آموزش داده مي شود.
منتظر باشيد

وبلاگ روی وردپرس.کام.